Page 1 of 1

نشتی‌های قلم

ارسالارسال شده: سه شنبه آگوست 18, 2009 4:54 am
توسط sadeghjd
در محوطه‌ی دانشکده‌ی ادبیات پسر و دختری را در حالی که دهانهایشان بیش از حد مجاز به هم نزدیک بود دستگیر کردند...
- داشتید چه کار می‌کردید؟
- داشتیم بازی‌های زبانی می‌کردیم!


اگر زن برای مهرورزی(!) آمادگی روحی نداشته باشد دلیلش این است که خیلی حساس و لطیف است اما اگر مرد آمادگی روحی نداشته باشد حتما شلوارش دو تا شده!


مغز زنها می‌تواند به‌طور همزمان روی 2 چیز تمرکز کند، اما مردها زن دوم می‌گیرند!


آنقدر دنبال موش کردم که آن روی سگش بالا آمد.(گربه!)


- امروز چند تا سیگار کشیدی؟
- 3تا
- مگه به من قول نداده بودی که روزی 2تا بکشی؟ تو خیلی بی احساس و بی‌وفایی...
اگر می‌گفتم سیگار سوم را برای اینکه حواسم از دختر خوشگلی که منتظر تاکسی بود پرت شود کشیدم حتما نظرش فرق می‌کرد. البته فقط راجع به سیگار!


وقتی جلوی چشم من اینطور قربون صدقه‌ی یه دختر بچه سه چهار ساله می‌ری معلوم نیست وقتی من همراهت نباشم برای یه دختر جوون چی‌کار می‌کنی!


اوایل برای اینکه حرف زده باشند از هم می‌پرسند "چه خبر؟" ولی بعدها برای اینکه حرفی نزنند...!


گفت: گاهی از بس آشفته‌ام، کام اول را که می‌‌گیرم می‌بینم سیگار را از فیلتر آتش زده‌ام. گفتم: خوش به حالت، من وقتی لبم داغ می‌شود تازه می‌فهمم چه اتفاقی افتاده...!